عام و خاص

عام و خاص

عام، لفظی است که در مفهوم خود، تمام افراد و مصادیقی را که عنوان عام انطباق بر آنها دارد، شامل می شود، تا در نتیجه، حکم برای همه آنها ثابت گردد. مثال حقوقی: ماده 22 قانون ثبت: «کلیه اتباع ایران باید شناسنامه داشته باشد.» و مراد از خاص حکمی است بعضی از افراد موضوع خود یا متعلق خود یا مکلف را در بر می گیرد. پس دایره شمول خاص از عام محدودتر است. مثال: «مردم فاسق را احترام نکن». عام و خاص امری نسبی است، مثلاً «علما» در مقایسه با «فقها» عام است ولی نسبت به «رجال» خاص می باشد.

تخصیص؛ بیرون کردن بعضی از افراد عام از شمول حکم عام است، بعد از آنکه لفظ عام، در صورت نبودن تخصیص، آنرا شامل می شود. مثال، «در ماه رمضان بر هر مکلفی روزه گرفتن واجب است، مگر مسافر» و تخصص، عبارت از آن است که لفظ عام از همان ابتدا و بدون اینکه تخصیص بخورد، شامل این فرد که حکم آنرا در بر نمی گیرد، نمی شده است. و خود به خود از تحت مدلول حکم، خارج می شود. مثال، «دانشمندان را گرامی بدار » جاهل از تحت این حکم تخصصاً خارج است و برای اخراج آن نیازی به تخصیص نیست.

ادامه نوشته

تشخیص مسأله اصولی از قاعده فقهی

تشخیص مسأله اصولی از قاعده فقهی:

شیخ انصاری معتقد است، فرق مسأله اصولیه با قاعده فقهیه این است که همه می توانند از قاعده فقهیه استفاده نمایند؛ هم مجتهد و هم مقلد. یعنی اگر قاعده فقهیه را در اختیار مقلد قرار دهیم او این توان را دارد که از آن بهره برداری کند. مثل؛ کل شیء طاهر حتی تعلم انه قذر و کل شیء لک حلال حتی تعلم انه حرام؛ اینها قواعد فقهیه هستند که مقلد هم می تواند از آن استفاده نماید. به این معنی که آنرا نسبت به موارد و مصادقی که دارد تطبیق بدهد. برخلاف مسأله اصولیه؛ تطبیق مسأله اصولیه فقط کار مجتهد است

ادامه نوشته

مطلق و مقید

مطلق و مقید

اطلاق در لغت: رهایی و آزادی و در اصطلاح: المطلق ما دلَّ علی شایعٍ فی جنسه؛ مطلق عبارت است از لفظی که در جنس خود بر معنای گسترده و بی قید و بند، دلالت دارد. بدین توضیح که آن معنا دارای افرادی است و این قابلیت را دارد که بر تمام افرادی که تحت آن لفظ می توانند قرار گیرند دلالت کند. و تقیید در لغت: گرفتار نمودن و در بند کردن و در اصطلاح: المقیدُ ما اَخرجَ من شیاعٍ ؛ مقید آنست که از مطلق بیرون آورده شده باشد. یعنی مقید همان مطلق است که با افزوده شدن قیدی، دایره شمول آن محدود می گردد.

مثال؛ « بر تو واجب است که در اول هر ماه به فقیر گندم بدهی.» الفاظ ماه، گندم و فقیر مطلق هستند. ولی اگر دلیل بدین گونه باشد: «بر تو واجب است که در اول هر ماه حرام، به فقیر عادل، گندم سرخ بدهی.» در اینجا ماه حرام، فقیر عادل و گندم سرخ مقید هستند.

ادامه نوشته

مفاهیم

مفاهیم

مقدمه؛

مفهوم بر چند معنا است

الف- در ادبیات؛ مفهوم یعنی معنی

ب- در منطق؛ مفهوم مقابل مصداق

ج- در اصول؛ مفهوم در برابر منطوق

تعریف منطوق: «معنایی است که خود لفظ مستقیماً بر آن دلالت می کند به گونه ای که لفظ منطوق در برگیرنده آن معنی و قالب آن باشد.»  مثال، من دیروز به دانشگاه رفتم و ماده 1003 قانون مدنی: «هیچ کس نمی تواند بیش از یک اقامتگاه داشته باشد.»

تعریف مفهوم: « معنای غیر مستقیم جمله» و «معنایی که مستقیماً در کلام بیان نشده بلکه مخاطل آنرا بدست می آورد.» مثال؛ اگر فردا باران نیاید من به شمال می روم. ماده 24 قانون مدنی: «هيچكس نمي تواند طرق و شوارع عامه و كوچه هائي را كه آخرآنها مسدود نيست تملك نمايد.»

ادامه نوشته

اوامر و نواهی

اوامر

امر دو معنی دارد: 1- شیء یا چیز و جمع آن امور  2- طلب و خواستن و جمع آن اوامر

شیوه های امر کردن: 1- لفظ امر 2- صیغه امر 3- جمله های خبری 4- واژه ها و عبارات

 

الف: لفظ و ماده امر

منظور از طلب اظهار اراده و رغبت با گفتار و نوشتار یا اشاره می باشد. و منظور از لفظ امر (ا.م.ر.) می باشد و معانی دیگر امر ؛ کار، شأن، شیء، حادثه، غرض و کار عجیب

سوال: آیا امر در تمامی معانی فوق حقیقت است؟ عده ای می گویند امر مشترک لفظی میان طلب و فعل است. و برخی گویند امر مشترک لفظی بین طلب و شیء است و مشهور می گویند: امر حقیقت در طلب است.

سه نوع طلب وجود دارد:

1-    طلب فرد دانی از عالی که به آن استدعا می گویند 

2-    طلب دو فرد مساوی که به آن التماس می گویند.

3-    طلب فرد عالی از دانی که به آن امر می گویند.

 

ادامه نوشته

بررسی تاریخی، تعریف اصول فقه و وضع الفاظ

بررسی تاریخی، تعریف اصول فقه و وضع الفاظ

پیدایش علم اصول فقه:

دعوت اسلام یه یکتاپرستی و توحید و اجتناب از شرک، - در زمان حیات پیامبر اختلافی به وجود نیامد و پس از رحلت پیامبر اختلافات به وجود آمد. – مسأله ولایت و اثر آن در اجتهاد : فقهای شیعه پس از رحلت پیامبر، ائمه را جانشینان وی دانسته با اجتهاد را مسدود دانسته اند. ولی فقهای اهل سنت باب اجتهاد را مفتوح اعلام کردند.   

تدوین علم اصول فقه:

1-    در میان فقهای شیعه: ابوسهل نوبختی، ابن جنید اسکافی، شیخ مفید (413 ه.ق.)، سید مرتضی (الذریعه) 436ه.ق. و شیخ طوسی (العده)465 ه.ق.

2-    در میان فقهای اهل سنت: نعمان ابن ثابت(الرای) 150 ه.ق. ، امام شافعی (الرساله) 204 ه.ق.

          فقه؛ در لغت: فطانت، زیرکی، مهارت، فهم و در اصطلاح: هو العلم بالاحکام الشرعیه الفرعیه عن ادلتها التفصیلیه

فقیه: کسی که قدرت و توانایی استنباط و استخراج احکام فقهی از ادله را داشته باشد. 

علم اصول فقه: دانستن قواعدی است که برای استنباط احکام شرعی آماده شده و به کار می رود.

علم مبانی استنباط حقوق اسلامی: دانستن قواعدی است که برای استنباط حقوق اسلامی لازم است.

قواعد = استنباط احکام شرعی فرعی از ادله 

ادامه نوشته