کارگاهی جعل
جعل و استفاده از سند مجعول
بحث جعل از ماده 523 ق.ما شروع میشود[1]. جعل از جرائم علیه آسایش و امنیت است؛ زیرا وقتی سندی جعل میشود اعتبار اسناد را متزلزل میکند. هر چند ممکن است جعل از جرائم علیه اموال هم باشد؛ ولی جنبه امنیتی آن بیشتر است.
قانونگذار در ماده 523 ق.ما جعل را تعریف نمیکند و مصادیقی را ذکر میکند و در پایان مینویسد و نظایر آن؛ زیرا وقتی چیزی تعریف میشود محدود میشود و اگر قانونگذار جعل را تعریف میکرد با پیشرفت تکنولوژی ممکن بود مصادیقی پیدا شود که در تعریف نگنجد.
جعل و تزویر مترادف هستند. نوشته اعم از سند است. سند در ماده 1284 ق.م به این شرح تعریف شده است:
سند عبارت است از هر نوشته كه در مقام دعوي يا دفاع قابل استناد باشد.
عنصر قانونی
ماده 523 ق.ا مقرر میدارد:
جعل و تزوير عبارتند از: ساختن نوشته يا سند يا ساختن مهر يا امضاي اشخاص رسمي يا غير رسمي خراشيدن يا تراشيدن يا قلم بردن يا الحاق يا محو يا اثبات يا سياه كردن يا تقديم يا تأخیر تاريخ سند نسبت به تاريخ حقيقي يا الصاق نوشتهاي به نوشته ديگر يا بكار بردن مهر ديگري بدون اجازه صاحب آن و نظاير اينها به قصد تقلب.
عنصر مادی
مثال: بین (الف) و (ب) هیچ رابطه معاملی وجود نداشته؛ ولی (ب) قولنامهای میسازد که (الف) اتومبیلش را به او فروخته است (از بدو الیالختم را درست میکند)
ساختن سند آن است که چیزی نبوده و ایجاد میشود؛ ولی تغییرات این است که اصل سند وجود داشته و در آن تغییراتی ایجاد میشود. به عبارت دیگر ساختن سند آن است که قبل از جعل هیچ سندی وجود نداشته است؛ بخلاف تغییرات. ساختن امضاء به آن است که امضای شخص دیگری را در ذیل سند یا برگهای بزند.
سؤال: ساختن مهر هم از نظر فیزیکی امکانپذیر است و هم به کار بستن آن (یعنی زدن آن مهر در ذیل برگهای)، حال این سؤال مطرح میشود که ساختن مهر، یعنی ساختن فیزیکی مهر یا به کار بردن آن؟
جواب: در صدر ماده 523 منظور از ساختن مهر، صِرف ساختن فیزیکی مهر است و صِرف ساختن فیزیکی مهر یکی از مصادیق جعل شمرده شده؛ زیرا به کار بردن مهر در ذیل ماده جرمانگاری شده است.
سؤال: آیا هر چیزی که اطلاق جعل داشت جرم هم میباشد؟
جواب: خیر، ماده 523 در مقام بیان عنصر قانونی و جرم بودن نیست؛ بلکه در بیان مصادیق جعل است و هر کدام از مصادیق جعل که در مواد بعدی برای آن مجازات پیشبینی شده باشد جرم است؛ مثلاً ساختن مهر مقام معظم رهبری جرم است؛ چون در ماده 524 جرمانگاری شده است؛ اما ساختن مهر یک فرد عادی جرم نیست؛ چون جرمانگاری نشده است و به کار بردن آن جرم است؛ چون در مواد بعدی جرمانگاری شده است.
تراشیدن سند آن است که مرتکب با یک شی نوکتیز یا لبهدار کل کلمه را از بین ببرد و اگر یک بخشی از کلمه را از بین برود خراشیدن است. خراشیدن مثل اینکه نون کلمه ندارم را در عبارت (اتهام را قبول ندارم) بتراشد.
قلم بردن به آن است که با قلم قسمتی از سند یا نوشته ناخوانا شود. الحاق آن است که چیزی به سند اضافه شود اعم از عدد یا کلمه؛ مثلاً محکوم علیه در پاسخ استعلام پزشکی قانونی که نوشته بود آقای ... تحمل شلاق را دارد، دارد را تبدیل به ندارد کرده است. محو یعنی از بین بردن بخشهایی از سند که ممکن است با پاککن یا لاک یا مواد شیمیایی یا به هر نحو دیگر انجام شود. خراشیدن و تراشیدن هم ازمصادیق محو کردن است؛ اما به اعتبار اینکه با آلت خاصی انجام میشود عنوان خاص گرفته است.
سؤال: بخشی از پروندهها گزارش پلیس راه در مورد رانندگان اتوبوس است که صفحه مربوط به تخلفات دفترچه را پاره کردهاند، آیا این کار از مصادیق محو کردن ماده 523 است یا تحت عنوان ماده 681 ق.ما میباشد؟
جواب: به نظر میرسد با توجه به اینکه ماده 681 ناظر به مواردی است که کل سند از بین برود؛ پس بهتر است چون بخشی از برگه از بین رفته و با توجه به تفسیر مضیق به نفع متهم، جعل گرفته شود.
اثبات عبارتست از خارج کردن سند از حالت بطلان که مصادیق متعددی دارد؛ مثل اینکه کلمه باطل شد در روی سندِ باطل را از بین ببرد که این اثبات است نه محو. سیاه کردن مثل اینکه جوهر روی شناسنامه بریزد.
تأخیر تاریخ سند مثل اینکه تاریخ چک که 5/1/90 بوده است را تبدیل به 5/3/90 کرده است تا مواعد شکایت کیفری باعث حقوقی شدن چک نشود که این کار با توجه به اینکه عنوان خاص دارد دیگر عنوان الحاق ندارد.
تقدیم یا تأخیر تاریخ سند، هم به صورت جعل مادی و هم به صورت جعل مفادی ممکن است؛ به این بیان که اگر در هنگام تنظیم سند، تاریخ را ابتدئاً به صورت غیرواقعی وارد کنند جعل مفادی است و اگر تاریخ درج شده را تغییر دهد جعل مادی است. الصاق نوشتهای به نوشته دیگر مثل اینکه برگه بدون امضاء را ضمیمه برگه دارای امضاء کند.
مصادیق ماده 523 در دو عنوان ساختن سند یا نوشته و تغییر در مندرجات سند خلاصه میشود. که تغییرات عنوان عامی است که مصادیق متعددی دارد.
تغییر در مندرجات سند در صورتی جعل محسوب میشود که دو ویژگی داشته باشد:
1. آن سند اصیل باشد و از مرجع خودش صادر شده باشد؛ 2. آن سند معتبر باشد.
مثلاً گذرنامهای که اصیل است و مدت آن منقضی نشده است را تغییر دهد. البته لازم نیست آن مرجع صادر کنندهِ سند، رسمی باشد؛ مثلاً قولنامه عادی بین دو نفر میتواند اصیل باشد.
نکته: اگر فردی در سندی که ذاتاً جعلی باشد (مثل شناسنامه جعلی) تغییر ایجاد کند، جعل نیست؛ ولی فردی که آن سند را درست کرده است مرتکب جعل شده است.
اگر شخصی در سندی که معتبر نباشد تغییر ایجاد کند جعل نیست؛ مگر اینکه با این تغییر به آن سند اعتبار دهد؛ مثلاً در شناسنامهای که مهر (باطل شد) خورده است به گونهای تغییر ایجاد کند که معتبر نشان داده شود. اگر کسی گذرنامهای که مدت آن تمام شده را به گونهای تغییر دهد که اینطور نشان داده شود که هنوز تاریخ پنج سالهاش منقضی نشده است، جعل است؛ ولی اگر اسم گذرنامهای که تاریخ آن منقضی شده است را تغییر دهد، جعل نیست.
ایجاد تغییرات در فتوکپی شناسنامه غیرمصدق جعل محسوب نمیشود؛ زیرا فتوکپی سند، سند نیست.
سؤال: آیا لازم است بین امضاء یا مهر یا نوشته جعلی با امضاء یا مهر یا نوشته اصلی شباهت وجود داشته باشد یا صِرف انتساب کافی است؛ به عبارت دیگر آیا در تحقق جعل شبیهسازی لازم است؟
مثال: جاعل خطاب به زندان مینویسد: مقتضی است آقای ... چنانچه به علت دیگری بازداشت نباشد فوراً آزاد گردد. و مهر و امضاء را به گونهای بگذارد که شبیه نباشد.
جواب: قانون در این مورد ساکت است؛ بنابراین برداشتهای قضایی هم متفاوت است و سه نظر وجود دارد:
نظر اول): (دکتر سپهوند و ...) در جعل شبیهسازی لازم است. از بعضی از نظریات اداره حقوقی هم این نظر فهمیده میشود از جمله:
1. نظریه شماره 7278/7 مورخ 8/8/79: اگر سارق امضاء صاحب دسته چک را در چک شبیهسازی کرده و با آن اجناسی خریده علاوه بر سرقت مرتکب جعل در سند غیررسمی و استفاده از سند مجعول شده است و اگر امضاء سارق با امضاء صاحب حساب مشابه نباشد عمل سارق علاوه بر سرقت از مصادیق کلاهبرداری است.
2. نظریه شماره 7681/7 مورخ 15/11/73: با آنکه اضرار به غیر و شبیهسازی از عناصر تشکیلدهنده جرم جعل میباشد ...
بنابراین در مثال مذکور جعلی واقع نشده است.
دلیل: شبیهسازی در مفهوم جعل نهفته است و متبادر از جعل شبیهسازی است؛ زیرا وقتی میگویند امضاء طرف را جعل کرد یعنی آن را الگو کرد و مثل آن درست کرد.
نظر دوم: در جعل شبیهسازی لازم نیست و انتساب یک امضاء یا مهر به شخصی یا مرجعی کافی است؛ بنابراین در مثال مذکور جرم جعل واقع شده است.
دلیل: در مواد 518 و 520 ق.ما مربوط به مسکوکات، قانونگذار شبیهسازی را لازم دانسته و ذکر کرده است و در موارد دیگر اگر لازم بود باید ذکر میشد، حال که ذکر نشده معلوم میشود که لازم نیست.
نظر سوم: نه شبیهسازی لازم است و نه صِرف انتساب کافی است؛ بلکه آنچه ملاک است صرفنظر از شبیه بودن یا نبودن یا به اشتباه افتادن یا نیفتادن، امکان به اشتباه افتادن مخاطب است. به این بیان که اگر امکان به اشتباه افتادن وجود داشته باشد جعل است (طبق این نظر مثال مذکور جعل است)؛ ولی اگر امکان به اشتباه افتادن وجود نداشته باشد جعل نیست؛ مثلاً فردی امضائی را به رئیس جمهور نسبت دهد که امکان به اشتباه افتادن وجود ندارد.
مثال: (الف) چکی را پیدا میکند و آن را امضاء میکند و خرج میکند، در اینجا هر چند شبیهسازی هم نباشد جعل است.
کسانی هم که گفتهاند شبیهسازی لازم است از این جهت است که طرف را به اشتباه میاندازد. این نظر بهتر از دو نظر دیگر است؛ زیرا اگر بگوییم صِرف انتساب کفایت میکند لازم میآید در جایی که همه میدانند آن مهر یا امضاء مربوط به مخاطب نیست را هم جعل بدانیم و اگر بگوییم شبیهسازی مهم است در مواردی مثل جعلِ نامه برای آزادی زندانی، لازم میآید که بگوییم جرمی اتفاق نیفتاده است.
انواع جعل در سند
جعل در سند در یک تقسیم بر دو قسم است: الف) جعل مادی؛ ب) جعل مفادی
الف) جعل مادی
جعل مادی در صورت و ظاهر سند ظهور و بروز پیدا میکند؛ مثلاً جملهای به سند اضافه میکند یا کلمهای را کم میکند و اکثراً به این گونه است که سندی موجود است و در آن دخل و تصرف میکند. خصوصیت جعل مادی این است که قابل کارشناسی است.
ب) جعل مفادی
جعل مفادی در ظاهر سند واقع نمیشود؛ چون قطع نظر از جعل، سندی نبوده است؛ بلکه جعل در هنگامی که میخواهند سند را درست کنند محقق میشود؛ یعنی جعل در حین تنظیم سند؛ مثلاً مالک میخواهد سند اجاره تنظیم کند و بنگاهی سند بیع را تنظیم میکند. گاهی اوقات مضمون عوض میشود؛ مثلاً متهم میگوید اتهام را قبول ندارم و منشی مینویسد: اتهام را قبول دارم. یا امر باطلی را صحیح جلوه میدهد یا صحیحی را باطل جلوه میدهد؛ مثلاً مدیر دفتر فتوکپیی که برابر با اصل نیست را مهر برابر با اصل میزند.
تذکر: الحاق یا محو یا تقدیم یا تأخیر سند گاهی به صورت مادی واقع میشود و گاهی به صورت مفادی.
شرایط تحقق ماده 532 ق.ما
1. مرتکب در این ماده کارمند دولت است و مشمول غیرکارمند نمیشود؛ مثال: اگر وکیل پرونده را از مدیر دفتر برای مطالعه بگیرد و در آن مرتکب جعل شود مشمول این ماده نمیشود؛ چون وکیل کارمند نیست.
2. جعل ارتکابی در اجرای وظیفهاش باشد؛ مثلاً افسر پرونده که مأمور تحقیق بوده در پرونده مرتکب جعل شود. در اجرای وظیفه با دسترسی داشتن به پرونده متفاوت است؛ مثلاً پیک دادسرا که دسترسی به پروندهها دارد اگر مرتکب جعل در مندرجاتِ پرونده بشود در اجرای وظیفه نیست. سربازِ مأمور ابلاغ اگر در ابلاغ دست ببرد در اجرای وظیفه است؛ ولی اگر در تحقیقات پرونده دست ببرد مشمول این ماده نیست.
سؤال: آیا ماده 532 اختصاص به جعل مادی دارد یا اعم از مادی و مفادی است؟
جواب: نظر اول: اعم است؛ زیرا در این ماده گفته کلمهای الحاق کند یا اسامی اشخاص را تغییر دهد که این اعمال هم میتواند به صورت مادی باشد و هم به صورت مفادی.
نظر دوم: درست است که الحاق و تغییر به هر دو صورت ممکن است؛ ولی نظر قانونگذار فقط جعل مادی است؛ چون اولاً: در ماده 534 جعل مفادی به صورت کلی بیان شده است؛ ثانیاً: لسان ماده به گونهای است که معلوم میشود قبلاً یک سندی وجود داشته و بعداً جعل صورت گرفته است؛ ولی در ماده 534 لسان ماده به گونهای است که فقط مربوط به جعل مفادی است چون میگوید: (در تحریر ...).
ماده 532 در رابطه با سند رسمی توسط کارمند دولت است و اعمالی که در این ماده آمده است حصری نیست.
(جرایم مذکور در ماده قبل) یعنی مصادیق ذکر شده در ماده 532؛ یعنی آن اعمال در این ماده هم موضوعیت دارد؛ اما تفاوت این دو ماده در مرتکب است که در ماده 532 کارمند بود و در این ماده مرتکب، غیرکارمند است.
اگر فردی کارمند باشد؛ ولی جعلِ او در اجرای وظایفش نباشد مشمول ماده 533 است؛ در حالی که ماده 533 میگوید (اشخاصی که کارمند نیستند) که گفته میشود منظور ماده این است که: کارمندی که در ماده 532 گفته شد نباشد؛ یعنی اعم از اینکه کارمند باشد یا نباشد؛ ولی در اجرای وظیفهاش نباشد. اگر این تحلیل را نپذیریم موردی که مرتکب، کارمند باشد ولی در اجرای وظیفهاش نباشد و مرتکب جعل شود عنصر قانونی ندارد که به همین خاطر رویه قضایی مجبور شده که این ماده را برخلاف ظاهرش تفسیر کند.
وقتی ماده 532 مربوط به جعل مادی بود این ماده هم مربوط به جعل مادی است.
مأمورین به خدمات عمومی مثل بانکها و شهرداریها.
تغییرِ موضوع مثل اینکه دفترخانه به جای قرارداد اجاره قرارداد بیع تنظیم کند. تغییر مضمون مثل اینکه متهم بگوید به بازداشت موقت اعتراض دارم و منشی دادگاه بنویسد: اعتراض ندارم.
تحریف تقریرات مثل اینکه منشی، گفته قاضی را عوض کند و در زمان تحریر آن را به گونهای دیگر بنویسد. ویژگی همه این موارد این است که در زمان تحریر است؛ پس مشمول جعل مفادی است.
سؤال: آیا ماده 534 اختصاص به جعل مفادی رسمی دارد یا شامل جعل مفادی عادی هم میشود؟
جواب: فقط جعل مفادی از نوع رسمی را شامل میشود؛ چون میگوید کارمند دولت در اجرای وظیفه.
توضیحاتی پیرامون مواد 532 الی 536
شباهتهای ماده 534 و 532
1. مرتکبِ هردو کارمند است؛ 2. هردو در راستای انجام وظیفه است؛ 3. هردو از نوع جعل در سند رسمی است.
تفاوت ماده 534 و 532 در این است که ماده 534 مربوط به جعل مفادی است؛ بخلاف ماده 532.
سؤال: کارمندی که در غیراجرای وظیفهاش مرتکب جعل مفادی شود مشمول کدام ماده است؟
جواب: اگر ماده 532 را اعم از جعل مادی و مفادی بدانیم (که نظر غیرصحیح است) پس طبیعتاً ماده 533 هم که عنصر مادی آن همان موارد مذکور در ماده 532 است اعم از جعل مادی و مفادی است؛ پس مشمول 533 است؛ اما اگر ماده 532 را فقط مشمول جعل مادی بدانیم مورد سؤال مشمول هیچ کدام از مواد 532 و 533 و 534 نمیشود و باید گفت چون کارمند در غیراجرای وظیفهاش مرتکب جعل مفادی شده است؛ پس سند غیررسمی میشود و مشمول ماده 536 میشود.
ماده 535 فقط مربوط به استفاده از سند مجعول رسمی است و مربوط به استفاده از سند مجعول غیررسمی نیست. ماده 536 هم در خصوص جعل و هم در خصوص استفاده از سند مجعول است. این ماده از حیث مرتکب هم مطلق است؛ یعنی اگر کارمند هم سند غیررسمی را جعل کند مشمول این ماده است. این ماده از حیث نوع جعل هم مطلق است و هم شامل جعل مادی است و هم شامل جعل مفادی؛ پس بنگاهداری که مرتکب جعل در سند عادی و از نوع مفادی میشود مشمول این ماده است.
نکته: هر چند جعل و استفاده از سند مجعول در اسناد عادی در یک ماده گفته شده؛ ولی این دو موضوع، دو جرم هستند و دو مجازات دارند[2].
سؤال: بین ساختن سند که از اقسام جعل مادی است با جعل مفادی با توجه به اینکه هر دو قطع نظر از جعل چیزی موجود نیست، چه تفاوتی وجود دارد؟
جواب: در ساختن سند در جعل مفادی یک حقیقت الغاء شده وجود دارد (متهم میگوید اتهام را قبول ندارم) که جاعل این حقیقت الغاء شده را تحریف میکند (اتهام را قبول دارم)؛ اما در ساختن سند که از اقسام جعل مادی است حتی این حقیقت الغاء شده هم وجود ندارد.
سؤال: اگر بازپرس اصلاً از متهم نپرسد که آیا به قرار بازداشت موقت اعتراض داری یا خیر و خودش بدون سؤال از طرف او بنویسد (اعتراض ندارم) چه نوع جعلی است؟
جواب: با توجه به جواب سؤالِ قبل چون اصلاً حقیقت الغاء شدهای وجود ندارد، این عمل ساختن سندِ از اقسامِ جعل مادی است؛ اما اگر بگوییم خود ساختن سند دو قسمِ مادی و مفادی است این عمل جعل مفادی است.
عنصر ضرری
در جعل علاوه بر سه عنصر مادی، قانونی و معنوی عنصر ضرری هم از شرایط تحقق جرم جعل است؛ یعنی جعلی جرم است که منجر به ضرر شود. این عنصر مبنای قانونی ندارد؛ ولی رویه قضایی و دکترین حقوقی بر این مسئله استوار است؛ لذا در نظریات متعدد از جمله نظریه شماره 7681/7 مورخ 15/11/73 و یک نظریه دیگر هم در سال 85 اشاره شده که ضرر از عناصر متشکله جرم است.
سؤال: آیا دست بردن در مدارکی مثل قبوض آب و برق و کم کردن مبلغ آنها جعل محسوب میشود؟
جواب: نظریه شماره 7552/7 مورخ 30/7/85: دست بردن در مدارکی مانند قبوض آب و برق و تلفن را نمیتوان جعل دانست؛ زیرا این قبوض بیش از اعلام مصرف و بدهی چیز دیگری نیست و به فرض ارتکاب جعل تأثیری در مسئولیت شخصی که موظف به پرداخت بوده ندارد و موجب اضرار به غیر یا شرکت مربوطه نخواهد شد.
اگر کسی در برگ احضاریه یا برگ جریمه و امثال آن هم دست ببرد همین استدلال جریان دارد و جعل محسوب نمیشود؛ اما جعل در مدارکی مثل سند مالکیتِ منزل و امثال آن عنصر ضرری وجود دارد.
اگر فردی از پزشک تقاضای گواهی پزشکی کند و پزشک تصدیق نامهای صادر کند که فرد یک روز نیاز به استراحت دارد و ذینفع آن را تبدیل به دو روز کند، در این صورت اگر ضرر محقق شود جعل است؛ والا خیر.
مثلاً اگر این فرد کارمند باشد و متعاقب این کار دو روز مرخصی بگیرد در این صورت اداره مربوطه ضرر میبیند؛ پس جعل محسوب میشود؛ ولی اگر دانشآموزِ مدرسه این کار را بکند فقط خودش متضرر میشود.
ماده 539 مربوط به مواردی است که پزشک برخلاف واقع تصدینامه (براي معافيت از خدمت در ادارات رسمي يا نظام وظيفه يا براي تقديم به مراجع قضائي) میدهد که فقط در این سه مورد مشمول این ماده میشود؛ اما اگر تصدیقنامهای برای مدرسه دانشآموز باشد مشمول این ماده نمیشود.
نکته: وجود ضرر در جعل در اسناد رسمی مفروض است و نیاز به اثبات ندارد؛ زیرا جعل در اسناد رسمی موجب بیاعتباری و تزلزل اسناد رسمی است؛ اما در جعل در اسناد عادی حتماً باید وجود ضرر احراز شود.
سؤال: آیا ضرر بالقوه برای تحقق جرم جعل کافی است یا ضرر فقط باید بالفعل باشد؟
مثال: (الف) چکی به مبلغ دهمیلیون ریال صادر میکند و دارنده یک صفر به آن اضافه میکند و مبلغ آن را تبدیل به صدمیلیون ریال میکند. اگر ضرر بالقوه کافی باشد، به محض اضافه کردن صفر به مبلغ چک، جرم جعل محقق شده، هر چند پول از حساب خارج نشده یا مسئول بانک متوجه شده باشد؛ ولی اگر بگوییم حتماً ضرر باید بالفعل باشد زمانی جعل محقق میشود که پول از حساب خارج شود.
جواب: با توجه به اینکه جعل و استفاده از سند مجعول دو جرم است نیازی به تحقق ضرر بالفعل نیست؛ چون اگر ضررِ بالفعل نیاز بود لازم میآمد که نفس جعل، جرم نباشد و زمانی جعل محقق میشد که از سند مجعول استفاده شود. حتی گاهی اوقات استفاده از سند مجعول انجام شده (چک برگشت خورده)؛ ولی هنوز جعل واقع نشده؛ چون ضرر بالفعل صورت نگرفته است. نظریات متعدد اداره حقوقی هم دال بر کفایت ضرر بالقوه است.
سؤال: طرف ضرر چه کسی است؟
مثلاً اگر شخصی امضاء (الف) را جعل کرد، ضرر باید فقط متوجه (الف) باشد تا جرم جعل تحقق یابد یا خیر؟
جواب: ضرر همیشه نسبت به منتسبالیه سنجیده نمیشود؛ چون ممکن است اصلاً منتسبالیه وجود خارجی نداشته باشد؛ به عنوان مثال فردی که در جلسه دادگاه حضور نیافته است، تصدیقنامهِ استراحتِ مطلقِ خلاف واقع مبنی بر استراحت مطلق بهنام پزشکی که اصلاً وجود خارجی ندارد جعل کند که در اینجا جرم جعل تحقق پیدا کرده است؛ هر چند ضرر به طرف دعوای استفاده کننده از سند جعلی وارد شده است؛ بنابراین ضرر همیشه نسبت به منتسبالیه سنجیده نمیشود و هر کس متضرر شود کافی است. همین مقدار که حق دیگری ضایع شود کافی است.
مسئله: کارمند کمیته امداد به افرادی که پول میدادند قبضهای مخصوص صادر شده توسط اداره متبوع خود را نمیدهد بلکه قبضهایی که خود او درست کرده بود میداد و با این کار مبلغی به دست آورده، آیا فعل او دو عنوان مجرمانه دارد؟
جواب: اتهام او اختلاس تؤام با جعل است؛ اما اگر کارمند دولت نبود اتهام او جعل و خیانت در امانت بود.
تذکر: تحقیق از شاکی در مورد جعل بسیار مهم است
نمونه تحقیق از شاکی در مورد ادعای الحاق
1. آیا امضاء ذیل قرارداد را قبول دارید؟ 2. دقیقاً مشخص کنید چه مطالبی به سند الحاق شده است؟
3. سند در چند نسخه تنظیم شده است؟ 4. آیا اصل سند را دارید؟
5. نویسنده قرارداد چه کسی بوده است؟ 6. در صورت الحاق چه ضرری متوجه شما شده است؟
نمونه دستور به کارشناس در ادعای الحاق
نظر به اینکه شاکی نسبت به سند موضوع پرونده ادعای جعل نموده و مدعی است دو سطر آخر به متن سند اضافه شده است ضمن صدور قرار کارشناسی آقای ... به قید قرعه انتخاب تا پس از پرداخت هزینه به مبلغ ... ریال که به عهده متقاضی میباشد با ملاحظه پرونده و استماع اظهارات طرفین با بررسی در موارد ذیل از جمله وجود اختلاف دستخط، قلم، جنس جوهر، فشار قلم، تراکم سطور، تقدیم و تأخیر دو نوشته (امضاء و نوشته) و ... مشخص نماید که آیا الحاقی صورت گرفته یا خیر.
دست بردن و مخدوش نمودن شناسنامه
قانون تخلفات، جرائم و مجازاتهای مربوط به اسناد سجلی و شناسنامه مصوب 10/5/70 مجمع تشخیص مصلحت که مشتمل بر 23 ماده است حاکم بر دست بردن و مخدوش نمودن شناسنامه است. ماده ده این قانون مقرر میدارد:
ماده 10 - هر كس در شناسنامه يا اسناد سجل خود يا ديگري هر گونه خدشه (از قبيل خراشيدن يا تراشيدن يا قلم بردن يا الحاق يا محو يا اثبات يا سياه كردن) وارد نمايد به پرداخت جزاي نقدي از 100000 ريال تا 500000 ريال محكوم خواهد شد. در صورتي كه اقدامات مذكوره به قصد متقلبانه انجام يافته باشد، مرتكب به مجازات جعل در اسناد رسمي به كيفيت مقرر در قوانين جزايي محكوم ميشود. در صورت تكرار دادگاه مكلف به تعيين حداكثر مجازات ميباشد.
پس اگر کسی در شناسنامه خود دست ببرد مشمول این قانون خاص میباشد. در ماده 10 این قانون از نظر عنصر معنوی مجازات به دو قسم تقسیم شده که اگر قصد متقلبانه نداشته است با توجه به مجازات آن قرار عدم صلاحیت به شایستگی شورای حل اختلاف صادر میشود؛ اما اگر قصد متقلبانه داشته است مشمول ماده 533 میشود و اگر اصلاً سوء نیتی نداشته، مثلاً شناسنامه او در ماشین لباسشویی مخدوش شده است در این صورت قرار منع تعقیب صادر میشود.
نکته: همین که مرتکب قصد دور زدن قانون را داشته باشد، قصد متقلبانه محسوب میشود.
جعل مربوط به دفاتر اسناد رسمی
ماده 100 قانون ثبت مقرر میدارد:
هر يك از مستخدمين و اجزاء ثبت اسناد و املاك و صاحبان دفاتر رسمي عامدا يكي از جرمهاي ذيل را مرتكب شود جاعل در اسناد رسمي محسوب و به مجازاتي كه براي جعل و تزوير اسناد رسمي مقرر است محكوم خواهد شد.
اولا - اسناد مجعوله يا مزوره را ثبت كند.
اگر سردفتر بداند که سند جعلی است و آن را ثبت کند مشمول بند یک این ماده و در هر صورت چه جعل او مادی باشد چه مفادی مشمول ماده 533 ق.ما میشود.
ثانيا - سندي را بدون حضور اشخاصي كه مطابق قانون بايد حضور داشته باشند ثبت نمايد.
به عنوان مثال سند ازدواج را بدون حضور دو شاهد ثبت کند.
ثالثا - سندي را به اسم كساني كه آن معامله را نكردهاند ثبت كند.
رابعا - تاريخ سند يا ثبت سندي را مقدم يا موخر در دفتر ثبت كند.
خامسا - تمام يا قسمتي از دفاتر ثبت را معدوم يا مكتوم كند يا ورقي از آن دفاتر را بكشد يا به وسايل متقلبانه ديگر ثبت سندي را از اعتبار و استفاده بيندازد.
سادسا - اسناد انتقالي را با علم به عدم مالكيت انتقالدهنده ثبت كند.
در اینجا علم به عدم معامله لازم است؛ یعنی بداند که مالک نباشد و اگر شک داشته باشد که مالک است یا خیر مشمول این بند نمیشود.
سابعا - سندي را كه به طور وضوح سنديت نداشته و يا از سنديت افتاده ثبت كند.
سندی فسخ یا ابطال شده و او میداند و معذالک آن را ثبت میکند.
عمده پروندههای این ماده مربوط به بند 3 میباشد.
تذکر: صِرف عدم تطبیق امضاء با امضاءِ مدعی جعل، دلیل بر جعل نیست؛ چون شاید خودش عمداً به صورت دیگری امضاء کرده باشد.
ماده 50 ق.ث مقرر میدارد:
هر گاه مسئول دفتر در هويت متعاملين يا طرفي كه تعهد ميكند ترديد داشته باشد بايد دو نفر از اشخاص معروف و معتمد حضورا هويت آنان را تصديق نموده و مسئول دفتر مراتب را در دفتر ثبت و به امضاي شهود رسانيده و اين نكته را در خود اسناد قيد نمايد.
طبق این ماده سردفتر باید در جایی که در هویت متعاملین شک دارد گواهی دو نفر معتمد مبنی بر هویت آن اشخاص را اخذ و در دفتر ثبت کند؛ والا از این ماده تخلف شده است.
اگر مشخص شود که هویتِ حداقل یکی از طرفین محرز نبوده و مفاد ماده 50 ق.ث اعمال نشده، مشمول بند 6 ماده 100 نیست؛ بلکه با توجه به تخلف از ماده 50 مورد، مشمول بند 2 ماده 100 میشود.
[1] - مواد مربوط به جعل از ماده 523 تا 542 است. مهمترین مواد 532 تا 536 است و نود در صد پروندهها مربوط به این مواد است.
[2] - رأي وحدت رويه هيأت عمومي ديوان عالي كشور شماره 624-1377.1.18: نظر به اينكه به موجب مواد 75 تا 82 قانون مجازات جرائم نيروهاي مسلح مصوب 1371 براي جعل و استفاده از سند مجعول مجازات جداگانه تعيينشده و بعلاوه در ماده 83 قانون مزبور نيز براي استفاده كننده از سند مجعول در مواردي كه جاعل خود استفاده كننده باشد مجازات مقرر گرديده است بنابراين بر طبق مواد مزبور استفاده از سند مجعول عملي مستقل از جعل محسوب و نسبت به جاعل نيز بزه جداگانه است بنا به مراتب دادنامه شماره 6-76.2.28 كه به موجب آن با رعايت تعدد و ماده 47 قانون مجازات اسلامي براي جعل و استفاده از سند مجعول كيفرهاي جداگانه تعيين شده صحيح و منطبق با موازين قانوني است ...
تقریرات استاد حامی دیندار
تهیه و تنظیم: محمّدرضا بلانیان
آموزش قضات روحانی قم